خرید بک لینک
برای نقد موضوعی باید ابعاد آن نقد مشخص شود دراین خصوص سعی می کنم که مطلبت رو نقد کنم و نه بیشتر و اگر حرفی و یا ...گفته میشه (نوشته میشه)فقط وفقط در باره همین مطلبه. متانت و ادب خاصی رو به کاربردی مثلا اسم افراد رو با کلمه آقا به کاربردی مورد بعدی که برام جالب بود با نوشتن جمله شخص متعالی به نظر می رسه میخواستی برای اینکه مخاطبت درگیر حواشی دینی نشه نوشتی به "عنوان یک شخص متعالی" من میگم یه جور معذوریت برای مخاطبت ایجاد کردی که حتما باید فک کنه و اینکه تعصبی حرفتو رد یا قبول نکنه این قسمتش خیلی عالی بود. قسمتی هم که نوشتی همون جا آقای ازغدی میگفتن هم یجوری آدم فک میکنه که زمان فتح خیبر این حرفو زده. اما سوالت جالب بود اینکه نوشتی اصالت رو به کدوم میدیم اصالت خیلی کلمه قشنگ و مناسبی هست بجای اولویت ویا تقدم تاخر اینکه نوشتی هردو مهم کدوم یک مهم تر؟ از طفره رفتن مخاطبت جلوگیری می کنی واین بازم خودش یه نوع هوشمندی هست که دنبال جواب مخصی هستی. عکسایی که گذاشتی هم جالبن ولی چرا مرد؟ بنظرم تو که انقد زیرکی بخرج دادی تو متنت کاش یه عکس بی طرف تر هم می ذاشتی که پستت رو وزین تر می کرد. البته

برچسب: نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 21:30

بابا لنگ دراز، مامان لنگ دراز یا دوستان غریب... این روزا زیاد یاد کارتن خاطره انگیز دوران کودکیم میفتم...بابالنگ دراز جودی ابوت، که عاشق بابا بود و با قلمی اکنده از احساس برای بابا می نوشت... بابالنگ دراز به جودی فرصت تحصیل میداد و جودی رو دانشگاه فرستاد... جایی که جودی روزهایی بهتری داشت و موفقیت های شیرینی رو تجربه میکرد... من اما بابا، مامان یا شاید دوستان غریبی دارم که هدیه هایشان پیوسته مرا شاد و سر زنده نگه میدارد.. آنها که بعد از خدا جانی دوباره به من می بخشند، نفس هایی برای زندگی کردن، برای شاد بودن، برای دیدن زیبایی های زندگی ،دیدن طبیعت، دیدن لبخند پدر و مادر و تمام موفقیت های فردی و فرصتی برای عاشق شدن. من اما به آدرس هیچ یک نامه نفرستاده ام... و امشب اینجا برای تک تک شان می نویسم: دوستتان دارم و قلب کوچکم هر لحظه و هر روز با مهربانی شما می تپد... پ.ن : دلنوشته ای از پرستو به تمام دوستان غریبش...بدون لینک کپی نکنید

برچسب: بابا لنگ دراز,بابا لنگ دراز بدون سانسور,بابا لنگ دراز عزیزم,بابا لنگ دراز عزیز,بابا لنگ دراز جین وبستر,بابا لنگ دراز قسمت آخر بدون سانسور,بابا لنگ دراز دانلود,بابا لنگ دراز قسمت آخر,بابا لنگ دراز عزیزم تمام دلخوشی,بابا لنگ دراز قسمت اول, نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 21:30

شرایط امروزی زندگی ما به گونهای است که میتوان گفت تفکر نقادانه از پیشنیازهای رشد، موفقیت، رقابت و بقاء محسوب میشود. برخی از کاربردهای تفکر نقادانه به شرح زیر است: چگونه سوالات بهتری بپرسیم و پاسخهای بهتری مطرح کنیم. چگونه مستدلتر و عمیقتر فکر کنیم، حرف بزنیم و بنویسیم؟ چگونه شباهتها و تفاوت بین ایدهها و حرفها و تحلیلهای مختلف را ببینیم و ارزیابی کنیم؟ چگونه میزان محکم بودن و نیز خطاهای احتمالی استدلالهای مختلف را ارزیابی کنیم؟ چگونه مسائل و مشکلات را به شکل نظاممند و سیستماتیک تعریف و تحلیل کنیم؟ در میان انبوه رسانههایی که امروزه – تقریباً بدون استثناء – منافع و بقای خود را در اولویت قرار میدهند، چگونه میتوانیم اطلاعاتی مفید، ارزشمند و با حداقل سوگیری به دست بیاوریم؟ چگونه دانستهها و باورها و شناختمان از جهان را پالایش کنیم و از تعصب و تنگ نظری و پیشداوری فاصله بگیریم؟ چگونه شفافتر فکر کنیم و حرفها و نظرها و استدلالهایمان را به شیوهای شفافتر و متقاعدکنندهتر به دیگران منتقل کنیم؟ چگونه از نگاه فردی دیگر و با چارچوب نگرشی متفاوت، به مسائل نگاه کنیم تا از این

برچسب: نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 21:29

من شدم دخترکوجیک خونه و قرعه به اسم من افتاد ... اینکه بین من و راضیه من موندم... بین من و خیلیهای دیگه من شدم خانم تو... و تو... اینکه تو شدی این شازده ما... همش تصادف بود.. آره میگذرم از چیزایی که برام حسرت دنیایی هستن... میگذرم... میگذرم چون همش یه تصادف بود... یه تصادف که فقط خواست خدا بود برای من و تو... خیلی چیزا رو از من و تو به یغما برد و بعدش دستامونو تو دست هم گذاشت... از این به بعد که دیدمت یادم میاد که همش از یه تصادف بودو تو همیشه همون خوب من بودی و هستی از این به بعد که دیدمت دلم نمی لرزه دستاتو فشار بدم.... تو همیشه همون خوب من بودی و می مونی... همه چیز فقط یه ت

برچسب: نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: يکشنبه 16 آبان 1395 ساعت: 7:51

چقدر سخته من باشم و جای خالی تو...

اصلا فکرش را هم نمی کردم.. اما همین یه ساعت سکوتت..

خیلی سخته... فکرش را هم که میکنم چشمام می بارن... انگار این بارون اخر شبی برنامه هرشب چشای منن

اصلا فکرش هم دنیامو می لرزونه... یه روزی من باشم و جای خالی تو... خدا نکند

برچسب: جای خالی تو را,جای خالی تو,جای خالی تو شعله کشیده,جاي خالي تو را,جای خالی تو پویا بیاتی,جای خالی تو داره همه دنیامو,جای خالی تو گریه آوره,جای خالی تو اینجا کنارم,جای خالی تو از پویا بیاتی,جای تو خالی آبجیز, نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: يکشنبه 16 آبان 1395 ساعت: 7:51

ای بر پدرت دنیا

عجب برتو گردش روزگار

معشوقه ما رامفلوكه كردی،

تنها سپیدی این روزهایش همان پالتوی دبیرستانش است وبس،

تنها درخشش همان چشمانش هست ومنتها درعكس،

پ.ن میون این همه آدم تو چرا باید معتاد بشی؟!

پ.ن2نقاشی، جیغ، فریاد،هوار داد اینهارا بكش سر اطرافت نه سیگار

برچسب: یارب تو کلید صبح,یا رب تو چنان کن,یارب تو زمانه را دلیلی بفرست,یا رب تو شب مهتابی,یا رب تو کریمی,یارب منم جویان تو,یا رب نظر تو برنگردد,یا رب تقبل توبتنا,یا رب تقبل توبتنا دانلود,یا رب تقبل توبتنا الله, نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: يکشنبه 16 آبان 1395 ساعت: 7:50

امروز با دیدن یه صحنه یاد صحبتی افتادم که چند سال پیش شنیدم ،آقای رحیم پور ازغدی از مولا علی( به عنوان یه فرد متعالی ) بیان میکرد: پس از اینکه مولا علی در قلعه خیبر رو از جا کند ازشون می پرسن چطوری توان این کار رو داشتین و مولا جواب میدن: من این کار رو با نیروی روحم انجام دادم نه جسمم و همونجا اقای ازغدی میگفتن که روح بزرگ جسم ضعیف رو هم به دنبال خودش میکشه... امروز ما اصالت رو به کدوم میدیم؟؟ هر دو مهم اما کدوم مهم تر؟؟؟

برچسب: نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: يکشنبه 16 آبان 1395 ساعت: 7:50

شاید

این خودش بی مسئولتی باشد

كه عشق به كسی را باخودش در میان گذاشت،

دانستن مسئولیت می آورد،

وقتی كسی را مسئول می كنیم با آگاه كردنش

احتمالا خودمان نمی توانیم مسئولیت ان حس را به تنهایی تحمل كنیم.

برچسب: نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: يکشنبه 16 آبان 1395 ساعت: 7:50

کفشِ چرمی ـ چتر ـ فروردین ـ خیابانِ شلوغیک شب بارانی غمگین خیابانِ شلوغمیرود تنهای تنها، باز هم میبینمشباز هم رد میشود از این خیابانِ شلوغاشک و باران با هم از روی نگاهش میچکنداو سرش را میبرد پایین… خیابانِ شلوغعابران مانند باران در زمین گم میشونداو فقط میماند و چندین خیابانِ شلوغاو فقط میماند و دنیایی از دلواپسیبا غمی بر شانهاش ـ سنگین… خیابان شلوغ…ناودانها، چشمکِ خطدار ماشینهای مستخطکشی، بارانِ آهنگین، خیابانِ شلوغ…او نمیفهمد نمیفهمد فقط رد میشودبا همان انگیزهی دیرین… خیابان شلوغکفش چرمی روبهروی کفش چرمی ایس

برچسب: ای همه هستی زتو پیدا شده,ای همه هستی تو تفسیر عشق,ای همه هستی زتو پیدا شده محمد اصفهانی,ای همه هستی من,ای همه هستی ز تو,ای همه هستی من زان تو,ای همه هستی اصفهانی,ای همه هستی زتو پیدا شده گنجور,ای همه هستی زتو پیدا شده دانلود,ای همه هستی زتو پیدا شده اصفهانی, نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: جمعه 14 آبان 1395 ساعت: 11:59

رسیده ام به تمام خواسته هایم

كمی مرور كردم خودم را!

تو نیستی،

یعنی تورا نخواسته ام؟!

من كه همیشه مرورت می كنم،

من كه همیشه تجدیدت می كنم؟!

هنوز هم دیر نشده،

رسیده های قبلی هم براساس قانون سوخت سوز هست

نكند وقتی بیایی كه

می ترسم ای استوایی ترین

بیایی

ونوبر نباشی

برچسب: نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: جمعه 14 آبان 1395 ساعت: 11:59

درمسیر كه باشی

باید غذایت درمسیر باشد

خوابت

حرفهاو دوستهایت

وافكارت هم كه مهم ترینش هست،

در مسیر بودن باید زیاد دارد

باید دلیل باشد

برچسب: در مسیر زاینده رود,در مسیر تندباد,در مسیر آب وآتش,در مسیر سرنوشت,در مسیر عشق,در مسیر زندگی,در مسیر لاغری,در مسیر باد,در مسیر باد بمان,در مسیر خدا, نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: جمعه 14 آبان 1395 ساعت: 11:59

نمی دانم چه حکمتیست

یک شهر آدم که اگر باشند نمرسند به چای معشوقه ها

وتامن میرسم

چنان گفتار روزمرگی و...

که ترکشان زیباترین عادتم میشود

پ.ن ازدیاد معشوقه را درگذر زمان ببنید

پ.ن تورا به حان تمام آمالتان نشوید حاشیه متن های معشوقه من

برچسب: نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: جمعه 14 آبان 1395 ساعت: 11:59

هیچ میدونی..؟؟ مرا بخاطر انتخاب تو سرزنش میکنن... حتی آنها که از جنس من و تو اند... بخاطر انتخاب دو نفره بودنمان.. بخاطر چیزهایی که از جنس خاک هستن ... بخاطر هر انچه فقط دنیاییست... در این جماعت سرزنشگر ندیدم کسی از روحت بگوید.. ندیدم کسی از مهرت بگوید در این جماعت سرزنشگر ندیدم کسی از اخلاقت بگوید، ندیدم کسی از عشق پاکت بگوید.. در این جماعت دیدم که ندیده و نشناخته از تو نزد من ... نمیدانم اصلا کی قراره تصمیم بگیریم یک چشم نباشیم... بعضی ها شاید هیچ وقت نخوان این تصمیمو بگیرن... بعضی ها شاید اصلا هیچ وقت اینو نفهمن... بعضی ها ؛ همان جماعت سرزنش گر... من اما به یاد دار

برچسب: بخاطر تو,بخاطر تو میخونم هنگامه,بخاطر تو هر کاری,بخاطر تو قید دوستامو زدم,بخاطر تو این همه خاطره,بخاطر تو رفتم,بخاطر تو میخونم از هنگامه,بخاطر تو به انگلیسی,بخاطر تو از همه بریدم,بخاطر تو و اینهمه خاطره, نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: جمعه 14 آبان 1395 ساعت: 11:59

پیشتر راجع به باور گفته بودم به سخن حضرت علی نه از منظر دینی به عنوان یك سخن ویم شخص متعالی نگاه كنیم معاد ناس درگرو معاششان است، امروز به وضوح اطرافمان معاش ندارند بی دلیل نیست كه اینگونه بی معادند سطح فساد وحذف ارزشها بی داد می كند عادت كرده ایم به آمار فساد بطوری كه از تجاوز وفسادو با لبخند یاد میكنیم ما ارزشهایمان را كنار گذاشته ایم این درد دارد نتیجه اش ام میشود همین فساد از سروكولمان بالا می رود به فقر فساد بی هویتی خو كرده ایم نهاد های اصلی مان فرو می ریزد هنوز ابتدا فلاكت هستیم بعد تر هر نفرمان می شویم غده سرطانی هركداممان می شویم درد

برچسب: نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: جمعه 14 آبان 1395 ساعت: 11:59

بی قراری... غصه داری، تنهایی

حالت اصلا خوب نیست... میگویی شاد نیستی اصلا...از ته دل خنده ای نداری دیگر..

درکت میکنم رفیق قدیمی... بودن با آنها که دوستشان نداری و نبودن با انها که دوستشان داری واقعا تلخ است...

چه تبعیدی است... تبعیدی که درکش نکرده بودم ..

وقتی که از سر نیاز مجبوری با کسانی باشی که سنخیتی با روح و روانت ندارند...

آه چه رنجیست...

نمیدونم من بچه و سخت گیر شده ام یا زندگی سخت شده... هرچه هست اما سخت به یاد توام رفیق قدیمی

برچسب: عمق تنهایی,عمق تنهایی احساس مرا دریابید,عمق تنهایی وسکوت بیکسی,عمق تنهايي,عمق تنهايي من,عمق تاریک تنهایی,عمق سکوت تنهایی,وبلاگ عمق تنهایی,عکس عمق تنهایی, نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: جمعه 14 آبان 1395 ساعت: 11:59

اینكه یكسری ویژگی ها

باعث یكسری رفتارها شوند

واین رفتارها موفقیت را بوجود آورند حس خوبیست،

بخصوص اینكه ویژگی ها ذاتی باشند

ترس رقیب داشتن كمتر می شود،

وباید شكر كرد بابت تمام این موضوعات،

بابت تمام این اتفاقات

و خودت را وقف كنی كه حال آنها كه می خواهند خوب باشد

شاید بتوان شكرش را بجا آورد،

برچسب: من خدایی دارم که دراین نزدیکیست,من خدایی دارم,من خدایی دارم سهراب سپهری,من خدایی دارم که,من خدايي دارم,من خدایی دارم که تو نداری,من خدایی دارم که در این,من خدایی دارم مهربان خوب قشنگ,من خدایی دارم که همین نزدیکیست,شعر من خدايي دارم, نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: جمعه 14 آبان 1395 ساعت: 11:58

می بینی دلپذیر

به دور ازهمه

بدور از هرفاصله ای

كنارهم هستیم

فقط جسم هایمان

اگر بدانی خیالم كجاست،

اینگونه فقط حضور من را نمی خواستی،

برچسب: نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: جمعه 14 آبان 1395 ساعت: 11:58

بیا تحویل بگیر آنروزها اصرار منو نبود تو الان اصرار تو حضور منو نبود احساسی درمن، فاصلمان تنها به لباسهایمان ختم می شود سقف محكمی هم بالای سرمان بوی تند ادكلن كه سالها قبل دوستش می داشتم پالتوی سفیدی كه دلیل آویزان بودنش فقط وفقط حضور من است، عینكی رو دفتر شعرهای دست نویست همانها كه حفظ شان هستم، واحتمالا رژ تیره ای كه به دلیل دیر آمدنم نور كم اتاق ناپیداست، دلپذیر دل مرده ام ازین دیدار های طولانی و صرف مرور گذشته، آنقدر از هم دوریم كه حرفهایم به تو را باید بنویسم، آباژور بنفش وآرام اتاقت تنها دلگرمیم دراین چند ساعت است، بسته سیگار پنهان شده ات كه

برچسب: معشوقه به سامان شد,معشوقه به سامان شد احمد ظاهر,معشوقه به سامان,معشوقه به سامان شد علیرضا عصار,معشوقه به سامان شد عصار,معشوقه به سامان شد تابادچنین بادا,معشوقه به سامان شد دانلود,شعر معشوقه به سامان شد,دانلود آهنگ معشوقه به سامان شد,متن شعر معشوقه به سامان شد, نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: جمعه 14 آبان 1395 ساعت: 11:58

آرامش خوب است،

وانتقام گرفتن هم باعثش می شود،

هیچگاه نترسید از انتقام گرفتن

توجیه تان هم باشد همین آرامش

بهر حال باید جهان طوری تنظیم شود

انتقام ورفتار شما بخش از آن است،

منتها قبلش قوی شوید

وجسور

برچسب: هست امروز آنچه می باید بلی, نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: پنجشنبه 6 آبان 1395 ساعت: 10:04

چقدر این روزها سخت میگذرد... انگار هر روزش به اندازه یک سال میگذرد... نمیدانم چرا اینقدر سخت... شاید دیگر از یاد تو غافل شده ام... بودن با کسی که تو دوستش داری و من دوستش دارم برایم سخت شده... چقدر خیال نگاه اطرافیانم بر من سنگینی میکند...به بزرگی کوه... خدایا نمیدانم چرا هیبت و عظمت نگاه تو را از یاد برده ام ...که همه چیز در برابرش ناچیز و بی مقدار است... دلم برای پرستیدنت تنگ شده یار مهربانم ،بیا و این دل رمیده را بخر... بیا و دوباره مرا به یاد خودت بینداز ..بیا و دوباره بنده نوازی کن برای این بنده فقیر و حقیر و ناچیز

برچسب: به یاد تو,به ياد تو,به یاد تو بودم حتی,به یاد تو بودم حتی وقتی,به یاد تو موندم علی تکتا,به یاد تو بودم,به یاد تو هستم,به یاد توام,به یاد تو علی تکتا,به یاد تو محمد اصفهانی, نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: پنجشنبه 6 آبان 1395 ساعت: 10:04

باید بعضی وقتها وقتی می آیی خانه منطقت را هم بگذاری دم در و داخل شوی حالا بیاید هوای بیرون باران باشد یا یکجوری سرد باشد از همانهایی که دستها توی پالتو حتی انگیزه کلید انداختن را ندارند از همان سردهایی که بخار نفس هایت یکجور خاصی غریبانه هست آری منطقت را بگذار جلوی در و خودت بیا داخل واحتمالا گرمای اتاق هم گزگز نوک انگشتانت را از بین نمی برد. خانه گاهی بدون منطق خوب است خودت میدانی منطق که نباشد جایش را چه میگیرد ... بگذریم نوراتاق کم باشد وپازل بند ریز ریز پلی بشود هی بگوید: بی عشق همه چی سرده نمی مونه اونی که منو دیوونه کرده قلبم میگه نه اینبار بذار

برچسب: بی عشق همه چی سرده,بی عشق همه چیز سرده, نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: پنجشنبه 6 آبان 1395 ساعت: 10:04

مهران مدیری میگفت

عشق های امروز

وابسته به تورم هستند؛

تورم موضعی

بعضی قسمتها بیشتر و...

مخاطبانش هم به این مقوله اهمیت تورم و...میخندیدن

آنهم هار هار

واقعا ملال اور است

عشقهای تورمی!

به هرحال معشوقه هایی كه در این تغییرات تورمی واولویتها دغدغه شان میشود

فیتنس و...مادران آینده هستند،

وعاشق ها هم پدر

خدا بحران تربیت و...نسل بعد را بخیر كند

برچسب: تلخ چون قرابه ی زهری,تلخ چون چای سرد,تلخ چون, نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: پنجشنبه 6 آبان 1395 ساعت: 10:04

می دانی نه من نه تو نه هیچکس دیگری نمی تواند جلوی این اتفاق دست وپا چلفتی را بگیرد. می افتد! به گمانم فلج اطفال دارد ، ازکودکی ام همینطور بود بعضی وقتها خوب می افتاد! دیگر به افتادنش فکر نمی کردم و مات همین افتادنش می افتادم چنان می خندیدم که خود اتفاق هم دلش غش میر فت ومی خواست تا ابد همانطور افتاده بماند اما ناگهان کسی می آمد ومهربان می شد . دستش را می گرفت و بلندش می کرد. ومن که از خنده خوب افتادنش تنها لبخندی برلب به یادگار داشتم. آنگاه بود که از کمک کردن دیگران از جمع هایشان واز حضورنفر سومی که مربوط به من واتفاق افتادن می شد، بدم می آید. ترس دارم.

برچسب: نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: پنجشنبه 6 آبان 1395 ساعت: 10:04

میبینی دلپذیر صندلی برای نشستن زیاداست....بگذریم حكایت چای است كه از دهن می افتد!حكایت همین خودماست من هستمتو هستیحرف هستصندلی هستزمان هست آنقدر كه ثانیه هایم ساعت شماره می شود!اما گرما نیست!حسی نیست!طبعی به جوش نمی آید!قلبی به تپش نمی افتد!ساده بگویمت ما به هم سرد شدیمما ازهم به وسعت فریادهای سكوت پوشیده مان دور شدیم.ما به هم كافر شدیم.ترمیمش هم توفیقی ندارد!چینی بند زده میشویمتقی به توقیوامی دهیم.نهایتش هم همین میشود.تمام احساسمان در تنپوش نسخه عوام مستور می شود.می شود قسمت نبود.می شود موقعیتهای بهتر است.می شود تو خوبی ومن بد، من خوبمو توبدمی شود جو

برچسب: نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: پنجشنبه 6 آبان 1395 ساعت: 10:04

حالا که تو هم انتخابش کردی، برایش عاشقی کن

دستش را بگیر، قدمهایش را بشمار.. بشنو، بگو و بخند...پاییز را با هم قدم بزنید

بس است دیگر تنها نشستن... بس است دیگر غصه خوردن...

حیف نیست خوش ترین ایام زندگیت را از بیم نگاه دیگران در تنهایی و ناخوشی بگذرانی...آخر مگر این روزها چند بار برایت تکرار می شوند.. مگر چند بار فرصت زندگی داری!!

لذت ببر از عاشقیت... بگذار تمام مردم از عشقت در گوش هم پج پج کنند... آنچه مهم است فقط حال دل تو و اوست...

از بودن در کنارش لذت ببر...عمرت را زندگی کن

برچسب: عاشقی کن,عاشق کنیم,عاشقانه کنار دریا,عاشقانه کنایه,رمان عاشقی کن سحر,چگونه عاشقی کنیم,رمان عاشقی کن محیا دانلود, نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: پنجشنبه 6 آبان 1395 ساعت: 10:03

صفحه بندی